به گروه CLEACE خوش آمدید

فرارو | فرمانده اقتصادی تیم مذاکره کننده در وین کیست؟- شوینده کنتوح دری دلم باهاسا ,فرمانده اقتصادی تیم مذاکره کننده در وین کیست؟. ابراهیم شیبانی در 73 سالگی ماموریت جدیدی را آغاز کرده است. باز کردن قفل تحریم های بانکی و مالی از اقتصاد ایران. شیبانی کیست و چهار سال قبل چه نگاهی ...گنجور » مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷دلــــم کف کرد کاین نقـش سخـن شد بهـل نقش و به دل رو گر ز مایــــــــی بـــــــرآ ای شمس تبریزی ز مشــــــرق که اصـل اصـل اصـل هـر ضیـایـــــــی (مولوی، دیوان شمس، غزل2707) منابع: 1. قرآن کریم. 2.



دلنوشته هایی عمیق و تکان دهنده (2)

دلنوشته هایی عمیق و تکان دهنده (2) و …. دلم می گیرد ، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ؟! تو را مثل قانون…. چرا غمگینی دلم؟. تو را برای شکستن سرشته اند…! تکیه گاهت باشد ...

واتس اپبا ما تماس بگیرید

سه داستان کوتاه، زیبا و آموزنده

گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند. مرد گفت: " می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟. من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم. این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش ...

واتس اپبا ما تماس بگیرید

گنجور » مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷

کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن درود بر مولانا درود بر محسن چاوشی. reply پاسخگویی به این حاشیه flag گزارش حاشیهٔ نامناسب link رونوشت نشانی حاشیه apps منو

واتس اپبا ما تماس بگیرید

فارسی دهم، چشمه، درس یک کامل(معنا و گنج حکمت و...)

فارسی دهم، چشمه، درس یک کامل(معنا و گنج حکمت و...) - توضیحات لازم برای درس و خودآزمایی و نکات کنکوری و مباحث آموزشی فارسی و نگارش و علوم و فنون متوسطه2 - . فارسی‎ونگارش متوسطه2وفنون

واتس اپبا ما تماس بگیرید

گنجور » حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳

حافظ دری به جز درگاه پیر مغان برای پناه گرفتن نمی شناسد: گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید کدام دربزنم، چاره از کجا جویم؟ همه پدیده های جهان حتا بدمستی به چشم کرم پیر مغان زیباست.

واتس اپبا ما تماس بگیرید

گنجور » مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵

غزل شمارهٔ ۱۸۵۵. چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون. دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون. چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید. چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون. زند موجی بر آن ...

واتس اپبا ما تماس بگیرید

گنجور » سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹

نه هراسی به دلم مانده نه اندوهِ جدائی همه ی پنجره ها پر شده از شوق تماشا دلِ من گشته چراغان که تو در خانه ی مائی خانه شد آینه خانه که در آن چهره ببینی تو بزرگی و در آئینه ی کوچک ننمائی*

واتس اپبا ما تماس بگیرید

...از روزهای نـیســـــــــــــتی و باران

در آب و مواد شوینده شناور شده بود و او پرت حواس تر از من بود که ... دلم ازدوري ها دلم از جدايي ها دلم از فقدان ها و از دست دادن هاي پياپي و ... لخ لخ کفش های صبحی زود، عصرهای شلوغ در به دری.

واتس اپبا ما تماس بگیرید